تبليغاتX
شعور با انسان متولد نمی شود بلکه بايد آن را کسب کرد

خانم ها و آقایانی که کار مدحی می کنند (لطفا) من را خبر نکنند
شب های بلند در راه است.منتظر صبح بمان


آنچنان به قلب من نشسته ایی
که می داند همه ی جان من دقایقی را که نیستی
آنگونه که باید
صبح سپیده اش را به دامن
آسمان نمی کشاند
تا این ظلمت را پایانی باشد
برای همه فاصله هایمان
آینه چقدر زیبا می نمایانید چشمانت را
که دور اند
دل من هوای بودن ات را کرده
جان من
با من بر یک مدار نشسته ایی
می دانی؟
دست های من هنوز کوتاه است
از شیرینی بوی ایهلامور ها بلند
از همین جا بود که عشق سراغ ات را از دل من گرفت
چقدر جای صورتت در دستانم خالی است
درد ل من گریه کن
ماهی های هفت سین تنگشان خالی است
از حادثه هایی نگو که من ندیده ام شان
که دیشب خواب خودم را میدیدم
در دشتی که
حادثه ی بی تو بودن مرا بلعید
من هنوز ایهلامور دم کرده ی دستانت را می نوشم
من هنوز ..........

نوشته شده توسط مهدی شجاعی  در ساعت 22:32 | لینک  |