تبليغاتX
شعور با انسان متولد نمی شود بلکه بايد آن را کسب کرد

خانم ها و آقایانی که کار مدحی می کنند (لطفا) من را خبر نکنند
شب های بلند در راه است.منتظر صبح بمان

سلام و تشكر و عذرخواهي مرا بپذيريد

خب در ابتدا

بايد از همه دوستاني كه آمدند و نوشتند تشكر كنم به خصوص از تيرداد راد عزيزم كه عشق اش در وجودم چيزي فراتر از كلام است و مهدي كمالي كه اوهم برادري است برايم در اين غربت و مونا برزويي نازنينم كه او هم دوستي خوب است و سید مهدی موسوی و مونای زنده دل عزیز که این دو را هم پست مدرن دوست دارم و از ماندانا ابری (مامانم /هرچند مجازی) که بی نهایت دوستش دارم...................

و بنويسم كه تك تك تان را در قلبم محفوظ كرده ام و دوستتان دارم

 

اين مطالب را من مي گويم و يك دوست عزيز ديگري زحمت تايپ اش را مي كشد

دامنه اين مسئله تنها در كامنت نبوده بلكه با تلفن هم خبر مرگ مرا داده اند.........حتي به پدرم......

 

 

اين مطلب كه مهدي شجاعي هم پر از كجا آمده؟

 

اين انسانی كه اين كار را كرده چيزي حدود 1 ماه پيش به اينجا آمد   با همسر و كودكش به هر صورت وظيفه ی هموطني من هم گل كرد و از طريق سوسيال اين ها تا پيدا كردن خانه ي مناسب و امكانات كافي پيش من زندگي كردند

 

سایتی را به من نشان داد که هیچ چیز به این اندازه من را از درون خورد نکرده بود......

واين سايت فكر من را به خودش مشغول كرده بود كه سري به آن زدم و تمام فيلم هايش را نگاه كردم........

اخلاقيات چقدر بد سقوط كرده و اين مردان  ايراني چه سخت نامرد شده اند..........

اينقدر آشفته بودم كه  سرم درد مي كرد و خوابيدم

همين..........

وقتي بيدار شدم در بيمارستان بودم

چند روز بعد حالم بهتر بود به ديدنم آمد و با هم صحبت كرديم و مسئله ظاهرا حل شده بود.......

 وضعيت آنقدر جدي نبود.......

اين دوست عزيز با تلفن به پدرم خبر داده بود و گقته بود كه من در كما هستم....... و چند ساعت بد خبر مرگ ام را

 

حالا پدر بينواي من هم دچار شك و مسائل بعد از شنيدن اينجور خبر ها شده بود

و ديروز هم  این عزیز دست به اين عمل جا لبانكس (جالب) زده است

من هنوز دليل اين كار را اش را نمي دانم.........ولي اينجا مثل ايران بي قانوني نيست

 

 

باز هم سپاس از دوستاني كه ابراز لطف كردند...................دستتان را مي فشارم

  

 

 ***************

 شعری قدیمی از من در مجله ی وازنا را می توانید از اینجا بخوانید

 

 

****************

 

چشم هايم به ديدنت منتظر است

و صداي تو چقدر دلم را لرزاند

فقط كوير مثل اينجاست

سرد و بي روح!

دلتنگي ها را به جلجتا بگذار

تا چشم هايم منتظر بماند

به شب هايي كه آمده است از پشت قدم هاي تو

مرا معنا شو

تو همان هستي كه من دوست اش دارم

كوير را ستاره باران كن

تا شب از حسودي نور خفه شود

غم ها را به رقص بگذار

تا من دوباره به آغوش ات برگردم

قلب من تو را مي شناسد

اين خود آرامش است

فا صله ايي وجود ندارد

كه مرا از تو دور كند

من همان هستم كه تو دوستش داري
نوشته شده توسط مهدی شجاعی  در ساعت 18:11 | لینک  |