یکشنبه بیست و نهم مهر 1386
من چون لهجه تهراني ندارم.مجبورم اينقدر كتابي بنويسم.پس لطفا کم خرده بگيريد.(اگه به لهجه کرمانشاهی بنویسم کمتر کسی متوجه خواهد شد)
بايد بنويسم كه اين روز ها شديدا افكارم دست به انتحار زده اند.
شبيه سيد نصر الله ولي در ميهن پرست و شايد هم ميرزا حسينعلي در مردی که نفس اش را کشت (البته قسمت هاي گيجي شان را مي گويم). شده ام.شاید!!!!!!!!!!!!
اين قصه بايد بخوابد
تا من راه فراري پيدا كنم
از همهمه هاي مغزم
دروغ هاي مشنگ
از انسان هاي جفنگ
!!
پس بايد بخوابد
شايد اين خواب كما باشد
براي خستگي كه از دندان درد پريشب
در ته مانده شعورت مانده
احتمالا مغز ات پروستات گرفته
كه قطره قطره فكر مي كني
پس قبول كن قصه بايد بخوابد
تا مغز ات را سيخ بزنم
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در ساعت 1:16 | لینک
|
